چیزهایی که حق ماست اما زشت است

جدیدا فکر میکنم خیلی چیزایی که قبلا حق خودم میدونستم ولی فکر میکردم زشته و نباید عنوان کنم، درست و به جا بودن و عمیقا از لایه‌های انسانی و روحیه حق شناسی ذاتی‌م اومدن. حالا دیگه جلوشونو نمیگرم. حتی کمکشون میکنم. بهشون چهره انسانی میدم. و سعی میکنم براشون کاری بکنم و جلوی آدما عنوانشون کنم و از سرزنش شدن نترسم. باید روی هر نوع خودمو فدا کردنی اسم فداکاری نزارم‌ و سعی کنم برای حقی که دارم بااحترام و به جا تلاش کنم.

۲

رستگاری

امشب تنها یک راه برای رستگاری وجود داره. فکر نکردن به هیچ چیز. فکر میکنم شاید قشنگ‌ترین چیزی که خدا دیده زن‌های قوی خاورمیانه‌ست.

هزار و یک آدمی که باید از آن‌ها کند

بنظر خسته‌ای چیزی شده؟ این اولین جمله‌‌ی آدمیه که قصد دور شدن ازشو دارم اما پای رفتن ندارم.

تح

هر آدمی تو هر دوره‌ای از چیزایی می‌ترسه و به سمتش نمی‌ره. یکی از اون چیزا برای من الان سایت دیجی‌کالاست. حس میکنم رسیدیم به ته. احساس فروریختن و ناتوانی‌.

دوست یا یک مقام امنیتی

حریم خصوصیش مثل یه دیوار خیلی محکمه و شامل نود درصد هر موضوعی میشه!! حتی برای من که دوست نزدیکشم‌. نه هیچ عکسی تو فضای مجازی و نه اطلاعاتی.. دریع از یک ویس و حتی حرف زدن معمولی! و حتی تر دریغ از یک مسیجی که از جایی بفرسته و منشا فورواردش مشخص باشه! و حتی حتی‌تر دریغ از یک اسکرین شات کامل از صفحه‌ی گوشیش! البته تو این مورد آخری با من که دوست نزدیکشم کمی راحتتره ولی همیشه اونقد از مانیتور شدن فرار میکنه که تا الآن از فیلتر شکن استفاده نکرده. تو این اوضاع در ارتباط بودن باهاش سخت شده.. با مسیجینگ لینکداین پیام میدیم. یه چیزی در حد همون با دود پیام فرستادن.

۱ ۴

از خودمون

اونجایی که افراط و تفریطی وجود نداشته باشه خونه‌ی بهشتی منه‌. بیایید با روز‌ه‌دارا محترم باشیم با بی روزه ها محترم باشیم. با حیوونا مهربون باشیم. با اونایی که چادرشونو دوست دارن محترم باشیم با اونایی که از حجاب متنفرند محترم باشیم. از انتخاب‌های هم حمایت کنیم. همه عقل دارن. خوبشم دارن.
امر به معروف یک علم است. نیاز به مطالعه دارد.
۰ ۱

ذهن پر حادثه

صبح از خواب بیدار میشم، لباس میپوشم، میام تو خیابون، احساس میکنم  شب خواب خیلی آدم‌ها مکان‌ها و اتفاق هارو دیدم.

خلاصه خیلی قند و خیلی عسلین‌!

فکر میکنم هروقت از خودم عکسی میزارم و کامنتای محبت آمیز میگیرم باید جواب بدم حتی ایموجی‌هارو. بعد این کار برای من نابلد که زبونم به بعضی کلمات محبت‌امیز باز نمیشه(حتی به بعضی اموجی‌های محبت‌آمیز)  سخته. خیلی سخته مخصوصا که میخوام جواب همه رو یه جور خوبی بدم و تازه برابری و عدالت رو هم بین‌شون رعایت کنم!! یک پادشاه عادل

۳ ۶

بالاتر از سیاهی

خانم شیک و پیک توی اتوبوس به بیرون اشاره کرد و گفت نگاه کنین انگار تگزاسه. هر چی چشم چرخوندم هیچی بیرون شبیه تگزاس نبود. آدمها ماشین‌ها خیابونا. هیچی. جز بنر یک فیلم بی‌سرانجام دیگه روی سردر سینما! درست در همان میدانی که رئیس جمهور دیروز در آنجا بود.

نگاه میکنم به اطرافم. به ماشین‌های سبزی که به من احساس امنیت نمی‌دهند به مردمی که خسته‌ن به مغازه‌هایی که خالین به پولی که ساعت به ساعت بی ارزش‌تر میشه. دلم میخواد قبل از تموم شدن دوران من، این دوران تموم بشه. این سیاهی همون سیاهی نیماس.

خدا سایه تاریک مفت‌خوران، انگلستان، روسیه، چین و امریکا را از سر این خاک ِ پاک کم بکند.

۳

598th

دیگه نمی‌تونم خودمو اذیت کنم. یعنی اگه بخوام هم نمیتونم. نمیتونم حرفی بزنم یا پیامی که دلم نمی‌خواد. کاری بکنم که اذیتم کنه. می‌فهمید؟ دیگه خوشامد آدم‌ها رفته زیر کاغذا.

the new me

دیشب خواب دیدم یکی از هم‌کلاسی‌ها شیرینی اورده! و من هم کم و بیش خوشحالم. برداشتم شیرینی‌هاشو خوردم و بعد یه دفعه یادم اومد که نهه من رژیمم!! هیچی دیگه بیدار شدم و هی به خودم میگفتم آروم باش.. آروووم. این فقط یک خواب بود.
مدتیه شیرینی‌جات مصنوعی رو حذف کردم فکر میکنم کار خوبی کردم ولی دیگه خیلی شور شد قضیه. منتظرم تایمی که به خودم قول دادم نخورم تموم بشه و دیگه از این خبط‌ها نکنم!

596th

ژاکت آستین حلقه‌ی بافتنی نارنجی میپوشه میاد تو اتوبوس سفره های ۴ نفره ۶ نفره و ۱۰ نفره می‌فروشه. صدای بی جون تبلیغاتش لا‌به لای موتور اتوبوس دفن میشه. چهره‌ی ساده‌ای داره. اونقد ساده و آروم که میتونم تصور کنم اگه حتی یک دونه‌ سفره هم نفروشه شب ساکت به ستاره‌ها نگاه میکنه چشماشو میبنده.

رویایی که غیرممکن نیست

نمیدونم دقیقا از کی اما مدتی هست به طرز غیر قابل باوری دنیای مد و فشن رو دنبال میکنم. عکس‌ها مجلات مدل‌ها برند‌ها. برام جالبه. برام خیلی خیلی جالبه. امروز دیدم ولی‌عهد عربستان در ادای احترام به زنان با برند‌های مطرحی قرارداد بسته تا چند ماه دیگه هفته مد رو در این کشور برگزار کنند.


احساس میکنم بخش بزرگی از داشته‌ها و سرمایه‌های عصر ما در حال هدر رفتنه. آدم‌هایی که میتونن تو این راه جهانی بشن. برند‌ها و طراحای ایرانی که هیچی کم ندارن و درآمد. و مهم‌تر از اون تموم داشته‌های فرهنگ و تاریخ‌مون مثل لباس‌هامون هم میتونه به جای کشورهای دیگه به‌ اسم خودمون شناخته بشن.  کاش این کابوس تو همین نسل من تموم بشه. کاش یه روز ما هم هفته مد داشته باشیم و جهانی باشه. همین.


۱ ۴

برا خاطر خودم

کلا امسال میخوام هی به خودم بگم فقط تو فرمانده. فقط خودت و هر چی که به تو آرامش‌واقعی میده. فقط اون میزت که خلوت باشه اون ذهنت که خلوت باشه و همه چیت و همه چیت.
۲ ۳

هر صفحه ده دقیقه اووه




About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان