فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

هر رازی که فاش میکنی یک ماهی قرمز میمیرد

پشت نیمکت اون باغه یه جای ساکت بود که حس عجیبی داشت. به اونجا تعلق خاطر گرفتم و دلم خواست تا زمان نامعلومی اونجا راه برم و بنشینم و بخوابم. تو شلوغی تعطیلی ها و پیک نیک های مردم و هیاهوی بچه ها، اونجا خلوت ترین و گمشده ترین و بهشت ترین بود.

 بود تا برگشتم سمت نیکمت و در موردش حرف زدم!

۵
About me
ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان