فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن

آخرین مطالب

روز طبیعته و من تو خونه‌م برگهارو میبینم و تازگیشونو

و انرژی خوبشونو


بارون میاد و من  در بند اعتقادات خونواده مبنی بر #اگر بری بیرون سرما میخوری

#کی میره بیرون


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۰۶
فراکنده **
عمه
خاله

یه روزی هم شاید مامان:/
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۵۱
فراکنده **
درباره ی نانو میخوانم و هر چند لحظه صفحه ررا خاموش میکنم نفس عمیق میکشم. فوق‌العادهس!
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۳۹
فراکنده **
این پستی که نوشتم پاک شد چون منو به خودم نزدیک تر نمیکرد
در راستای تودیز تیپ ها
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۲۳
فراکنده **

Do things make you closer to yourself

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۲۲
فراکنده **
ح دوستی بود که در تمام مدت چهار سال دوستی‌مان در دبیرستان یکبار هم با هم  رو بوسی نکردیم! نه که قهر باشیم خیلی هم خوب بودیم ولی یک جور کار عجیب و سخت و حتی نامعقولی به نظر میامد! بعد از آن روزها حالا در تلگرام برایم آمده است«سه علامت خوشحال-باشه عشقم-علامت بوسه»

اوه مای گاد:)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۵۵
فراکنده **
سر سفره از مامان پرسیدم مگه روز مادر کیه؟
گفت چارشنبه 
و ادامه داد امسال یازدهم که تولد شناسنامه‌ای ف هست تولد حضرت زهرائه! تو یه سال دو تا تولد هست! یکی دیگه هم بیست و نه اسفنده که تولد واقعیه ف هست!!!
ف امسال به خوشبختی کم سابقه‌ای رسیده است!
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۴۹
فراکنده **

رفتیم مسافرت و من چندتا چیز یادم مونده و یادم میاد هی

هلیا که پذیرایی میکرد،

قرآن بزرگی که مامان گذاشته بود شیشه عقب ماشین،

مردی که سوار قایقش شدیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۱۷
فراکنده **

خیلی باحاله چند ساعته اون مدلی فکر میکنم که واسم درسته‌ فقط نمیدونم  این تا کی دووم میاره!:-D 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۹
فراکنده **

همین حدوداست که وارد سومین دهه زندگیم میشم


+یه جور نگرانی ِخوب،امید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۱۷
فراکنده **