فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

حرف ۱۷۴

کار باید در انتظار انسان باشد، نه انسان در انتظار کار.

ابن مشغله - نادر ابراهیمی

۰ ۰

از رنج های بی‌خودی که..

خیلی وقت‌ها آدم به جای حل کردن یه مسئله غصه خوردن برای آن مسئله را انتخاب میکند. مثل ف که دو ماه تابستان عذاب کشید و بالاخره چند شب پیش  حرفش را زد! درست است که وقتی حرف میزد به صفحه تلویزیون نگاه میکرد نه به صورت فرد مقابل اما حرفش را گفت و ناگهان دید اشتباه میکرده و نه از مخالفت خبری است و نه از صدای بلند و نه از هیچی جز موافقت و ملاطفت. ف خوشحال شد و تصمیم گرفت مسئولیت خواسته‌هایش را قبول کند دنبال آنها برود و از این به بعد تن به هیچ رنج الکی‌ای ندهد.

۰ ۰

حرف۱۷۲

خواننده تیزهوش وبلاگ متوجه میشود که نویسنده در این زمان خاص دست از وبلاگ نمیشوید و مدام سعی میکند خزعبلات سرهم کند و اینجا بنویسد و از آنجایی که دیر وقت است احتمالا کار/کارهایی دارد که از انجام آنها عاجز است و از سوی دیگر خواب را بر خود جایز نمیشمرد چرا که او حرف از بلند شدن زده و نمیخواهد که فقط حرف زده باشد. در این مرحله او صفحه را بسته وایرلس را آف کرده و به سوی مودم میرود آن را خاموش کرده و به میزش بازمیگردد.

۰ ۰

حرف۱۷۱

یه مرحله‌ای هم هست در وبلاگ نویسی که آدم هی واسه هر پستش یه موضوع باز میکنه، ف دفعتا این مرحله را با سربلندی رد کرده است

۰ ۰

170th

 I'm such a "that was a sign" type of person

۰ ۰

این فیلد نمیتواند خالی باشد۱۶۹

یک نفر قبل از من  این کتابی را که به گفته خودش «برجسته‌ترین داستان‌های کوتاه دو قرن اخیر» را در خود جای داده، خوانده و تقریبا جلو هر مطلبی که من خوشم آمده پرانتز علامت زده!

من عاشق کتابهایی هستم که توش غریبه‌ها یادداشت میزارن! از حال و روزشون تا مکالمات و مشغولیات ذهنیشون. هرچی.

کاش همه‌ی کتابهای کتابخونه یه کم توشون خط خطی بود البته ما مردم باید شعور داشته باشیم کتابی که شلوغ شده رو  شلوغ تر نکنیم، چه چیزای خوبی که به خاطر شلوغ شدن تو این دنیا منع است! :|

۰ ۰

راست میگن

میگن آدمی که یه اشتباهو تکرار میکنه دیگه اون کار براش اشتباه نیست، انتخابه.

۰ ۰

حرف ۱۶۷

هیچ سرنوشتی در جهان بدتر از سهم نداشتن از غم‌ها وشادی‌های آن نیست.


نامه ناتانیل هاثورن به لانگ فلو (۱۸۳۷میلادی)

۰ ۰

حرف ۱۶۶

شب شد و من جعبه‌ای که رو سوسک دیشب گذاشتمو هنوز برنداشتم

۱ ۰

حرف ۱۶۵

برای شر عرصه‌ی مساعدی به شمار نمی‌آیم.


کلمات، ژان پل سارتر

۰ ۰
About me
ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان