فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن

۱۸ مطلب با موضوع «در میان آدمها» ثبت شده است

کلا میتونه باشخصیت باشه. درو برامون باز نگه داشت و گفت خوبه همیشه یه جنتلمن همراهتون باشه

دلش میخواد همه بگیم اوهه تو چقد آداب سرت میشه وجنتلمنی


و چقد خفنی که همه ی ترفندهای کامپیوتری و نرم افزاری رو بلدی و و چه خفن که بلدی تو دو دقیقه گزارشکار سطل آشغالی سرهم کنی پرینت بگیری و  ما بلد نیستیم..


خیلی پایبند اصول و یعنی خیلی پایبند اطلاعات لاکچری و کلمات لاکچری و تکنولوژی های لاکچری.. تفریحات لاکچری جدید


اما از درس خوندنش. یه بار با کیف و دم و دستگاه میاد یه بار بی هیچ چیز. شاید حتی تو دلش میگه مرد که جزوه نمینویسه اخر از یکی میگیرم!  یه بار کسی بهش جزوه ای نداد مجبور شد کل تکست یه کتاب اصلی رو بخونه. باید بگم فردای امتحان کلی برامون نطق کرد! از اون ادماس که سالی یه بار کتابو باز میکنن اما صد تا سوال و طرح و خاطره تو ذهنشون درست میشه و صد تا سوال از استاد میکنن.. مثل همین کتابهای دبیرستان که معلومه خونده و هنوز از مطالب توش سر کلاسا میگه.


نمیدونم چه کلمه ای به کار ببرم.. خیلی پانداست! یه بار از صندلی اخر یک ردیف بلند شد خواست بیاد بیرون، لپ تاپ یکی از بچه ها با کیفش پرت شد رو زمین..  از اوناست که وقتی یه گند میزنن حتی یه معذرت خواهی خشک و خالی هم نمیکنند.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۲۵
فراکنده **

وقتی فیلم شبهای روشنو دیدم بهش پیام دادم. کلی ذوق نشون داد. معمولا هیچ چیزیو بدون ذوق نمیزاره (مگر اینکه یه کم بی ادبی باشه!) اما بعد موسیقی متن فیلمو فرستاد. بعدتر همون شعری رو فرستاد که آخر فیلم استاده میخوند. یادم اومد شعرو خیلی وقت پیش هم تو گروه خودمون فرستاده بود. گفت چندباری فیلمو دیده. میم اینجور آدمه. پارسال یه انیمیشن نشونم داد که توش دو تا موجود بودن که ویولن میزد یکیش. بعد هر دفه فقط یکیشون میتونست زنده باشه. یه جور عجیبی غمناک بود مخصوصا که میم نشونش میداد. فقط یه لحظه همو میتونستن ببینن. میم هیچیو بروز نمیده. هیچ وقت که خلاف تمام عقایدش صحبت شده بحث نکرده مخالفت نکرده حتی نظر خودشو هم نگفته اما بعد از تصمیمهایی که گرفته و حتی شاید از پروفایل پیکچرهایی که بعدها گذاشته فهمیدیم چه قدر فرق داشته. گاهی عصبانی میشم چرا تمام راه برگشت از دانشگاهو من دارم از خودم حرف میزنم و چرا نمیدونم درد دل او چیه. همیشه باید ردپای اون چیزی که هستو از تو فیلمها و آهنگایی که نشونم  میده بگیرم. گاهی به جاهای عجیبی میرسم. میم تنهایی قشنگی داره و از همه مهمتر کمتر موقعی کسیو توش راه میده. یه غم اصیل با خودش داره که داد نمیزنش.

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۵ ، ۲۰:۱۷
فراکنده **
ما فرزندان ناخلف با هیچ کس میل سخن نیست در کنج تنهایی خود نشسته و سر بر گوشی و لپتاپ فرو برده و فاقد حوصله! به محض شنیدن صدای مامان و بابا و دزدیده شدن ماشین،  لباس پوشیده دم در حاضریم!!
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۸:۳۸
فراکنده **

 خیلی وقتا آدما حرفایی رو میزنن که یکی باید به خودشون بزنه.. مثل وقتی که میگه کسی که بخوادت، تو رو واسه خودت میخواد!
شایدم خودشون تو خلوت مدام به خودشون گوشزد میکنن اونو واسه خودش بخواه!! و ناگاه تو جمع همون ها رو به خورد بقیه م میدن
فهمیدن این چیزا تو دیگران به غیر از هوش اجتماعی رو به بالا، یه ذهن میخواد که در خلوت خودش پر از این جور حرفا باشه و گاهی که فرد نگاه میکنه ببینه همه ی امر و نهی هایی که خود به آن محتاج ست به بیرون درز کرده.

*چقد چرت گفتم..شمام هیچی نمیگین' _'
*این احساس من بود که یکی باید به خودش میگفت که حواست باشه کسی رو که میخوای اونو واسه ی خودش بخوای !

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۸:۵۹
فراکنده **
شمارو نمدونم ولی من از دعواها و بحثهای بچه های کلاس در همه جا مثل تلگرام عمیقا لذت میبرم. :)) ته دلم همیشه منتظرم
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۳:۰۱
فراکنده **

من اول فکر بودم بعد دست و پا درآوردم

شما چی بودید؟ 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۵ ، ۱۵:۳۵
فراکنده **

میدونید٬ به دلم افتاده بود امروز استاد ازم درس میپرسه. یه جور حس قوی! اونقد قوی که دوست داشتم بپرسه و بلد نباشم تا این که به نتیجه برسم این حس های قوی هم درست از کار در نمی آیند!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۰
فراکنده **
رفتم شلوار نویی رو که همین ابتدا کار تکه تکه شده بود پس دادم.. در این چند روز مدام به خانم جوان محجبه و پسر نوجوانش فکر میکردم که فروشندگان آن بودند.. که بسیار مهربان بودند.. که موقع پرداخت مبلغ گفته بودند دعا کنید راه مکه باز شود.. که خانمه گفت پسرم براشون تخفیف بده... به این فکر میکردم که آرام باشم.. به این که نگویم محصول بی کیفیت میدهند دست ایرانی که بروند مکه.. به این که نگویم خوش خلقی ظاهریشان یه شلوار پوسیده تو پاچم کرد!
رفتیم تا برای دل خودمان آنجا توضیح بدهیم رفتیم که شلوار را بگذاریم رو پیشخوان و برگردیم. رسیدیم و وارد مغازه شدیم. تنها خانم محجبه بود و دو خانم مشتری... تا فهمید برای چه آمدیم سر تکان داد و گفت درسته تقصیر شما نیست.. همه ی شلوارهای دو مارک مان را مرجوعی داده ایم.. لطفا باشید یه شلوار دیگر برایتان آماده میکنیم.. بعد با یه شلوار خیلی بهتر آمد و موقع دادن رسید دوباره عذرخواهی کرد و دودستی آنها را داد.

خوشحال شدم و داشتم فکر میکردم اگر هیچ چیز نمیگفتم و هیچ وقت نمیرفتیم..
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۵ ، ۱۸:۴۵
فراکنده **

این یعنی داریم بزرگ میشیم..
به لطف تلگرام و اینستا هرروز شاهد ازدواج یک هم کلاسی هستم.. عکس های دو دست تر و تازه با دو حلقه ی برق خورده و نو.. عکس های پروفایل دونفره و بیوگرافی های پر قلب و مرید و تیکن و اینگیجد.. سفره عقدو و دسته گلو و خلاصه خوشبختی های پررنگ تر.

گاهی فکر میکنم زندگی برای امثال من  همون 《شریک خوب زندگی پیدا کردن》 بود و بس!   ما بی خود همه چیزو با خواسته های دور و دراز دیگه شلوغ کردیم. زمان داره فاصله حقیقت و آرزوهای منو به وضوح نشون میده!
هیچ دختر مجردی تنهایی نمیره افریقا!!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰
فراکنده **
همیشه از خودم میپرسیدم این عزیزم ها قربونت بشم هایی که تو مسیج هام هست  اکثرا الکیه و نه از سر دوست داشتن که از سر خالی نبودن عریضه و نشان دادن ادب و احترام و خوش قلب بودن خودم. بوده.. کم کم بوس ها و قلبها هم الکی شد و لبخندهایم...و خنده های اشک ریزانم.. هنوز هم گاهی همین طور است.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۱
فراکنده **