فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن

۲۵ مطلب با موضوع «زندگی» ثبت شده است

خدایا چرا انقد از معمولی بودنم یهو خوشحال شدم..؟ از این که من هیچکدام از جاهایی که اون دختر رفته نرفتم.. پاسپورت ندارم. اسم غذاهایی را که میخورد بلد نیستم.. بابام کراوات نمیزنه.. در هیچ رستوران لوکس و مکان شیکی عکس ندارم..

 بقیه عکساشو میبندم و نگاه نمیکنم دستامو میبرم بالا و خودمو رو تخت چوبی قدیمیم که پر کتاب و کاغذ و خودکار شده نگاه میکنم و دلم میخواد عاشق خودم و موقعیتم و بابام و سالاد الویه تو یخچال باشم.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۵ ، ۲۱:۰۰
فراکنده **


با دوستا و هم کلاسی ها ببینید.. :)

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۵ ، ۲۳:۲۶
فراکنده **

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۲۳:۲۵
فراکنده **

غریبه ها را میبینم و بهشان لبخند میزنم و فکر میکنم این چه جامعه ای بود که همچین چیزی توش نداشت..

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۲۰:۰۸
فراکنده **

به من اشاره می کرد میگفت همش نماز میخونه.. به کجا رسیده؟ مثل ِِ ماست.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۲۰:۰۶
فراکنده **

بارها تو فکرای واهی تو ماشین در حال حرکت، یکی اون بیرون داشته لابهلای آشغالا دنبال غذا میگشته..

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۶:۰۰
فراکنده **

زمان مثل صابونه و هی از کف دستامون سر میخوره ولی ما آدمکامونو با هم کشیدیم بازی های من در آوردی مونو با هم کردیم.. با هم برای مسافرت رفتن ها رمز گذاشتیم با هم تموم خوراکیهای دنیارو نصف کردیم با هم از دوستامون و خاطرات و استادها و پسرها حرف زدیم با هم حاضر شدیم رفتیم اومدیم خوابیدیم.... با هم به این نتیجه رسیدیم که الف خودشه!

خواستم بگم با هم هستیم برای با هم بودن کنار فرشته ی تو دلت.



۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۷:۴۴
فراکنده **
کاکتوسی که هرروز جلوی پنجره ی اتاقم بزرگتر میشود.. کتاب رمانی که هرروز گوشه تختم نصفه میماند.. بطری های آبی که از درون کیفم به گوشه و کنار  خودشان را رها میکنند و خاکی که هرروز ضخامتش بر اجزا بیشتر میشود.
منی که هرروز مرددتر هستم. و نگران تر.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۴:۱۱
فراکنده **

این روزهای جمعه که برای هر کسی یک شکلی است، برای همه یک جور معنا میشود.

حس مشترکی دارد که هنوز برایش کلمه ای اختراع نشده

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۵
فراکنده **

دچار روزمرگی شدم که دوستش دارم. هرروز یه سری جاها یه سری صداها یه سری بوها یه سری آدم ها.

احساس گیجی میکنم..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۲۳:۵۳
فراکنده **