فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

She who..

روزها کار،
شبها فکر.
۲

نخواستن نتوانستن است

وقتی میگم نمیتونم بیام شامل چون شب میخوام فیلم ببینم یا احساس میکنم خوش نمیگذره واسه همین نمیتونم هم میشه

۰ ۱

317th

فهمیده ام که بالای هشتاد درصد مشکلات روحی پنج شنبه جمعه ام با خوراکی حل میشه.

۰

این دور انداختن. مورد علاقه ام

این حس دور انداختن، رد کردن و بخشیدن همه چیز.. نجاتم میدهد.. قدرتم میبخشد.. آرامم میکند.
۰

My hero as you know

گفت اخمات تو همه.. به چی فکر میکنی من از ته دلت خبر دارم...

گفت هر کسی موقع فکر کردن یه جوریه.. یکی اینجوریه یکی دستشو اینطوری میکنه... گفت اکو خدابیامرز این طوری فکر میکرد (بعد دستشو یه جور دیگه گذاشت کنار صورتش..)من این جوری فکر میکنم.. 

بعد ازم خواست گوشیمو بیارم تا از همه ی حالات فکر کردن عکس بگیریم. رفتم آوردم. زدم به شارژ.. تا وقتی رو کاغذا امضایی که همیشه دوست داشتو نشونم داد و گفت نشد از اون استفاده کنه..گفت باشه برای تو..یادگاری.

۱

Maybe this is life!!

 هر کاری میتوانید انجام دهید و از خودتان بپرسید "آیا راضی هستی؟!"

۱

268th

از محبوب ترین های این روزا در اتاق لباس بزرگ درونم ..
#مالکیت معنوی
۳

Today's photo gallery**(

وضعیت قبولی در کورس زبان انگلیسی دانشگاه، آخرین قفسه کتابخانه و آناتومی گری، ض با لبخند با عروسکهای خودش ومن، بار دیگر ضاد با لبخند و عین همان قبلی اما در چند ثانبه بعدتر، ابر ابر ابر ابر ابر ..و ابر.


عکسهای امروز در گالری تلفن همرام.

۰ ۰

حرف۲۱۱

ف موجودی که دفعتا صبح ها پیش از همه بیدار میشود، روی صندلی مینشیند، چای میگذارد، میوه میخورد، ورزش میکند و آنگاه که همه بیدار شدند و روز آغاز شد به رختخواب بازمیگردد

۰ ۰

حرف۲۰۶

در دنیا دفتری وجود دارد که این قدرت را داشت هر بار که باز میشد سنگ بیندازد روی راه گلویم بغض را درست کند. حالم را بد کند. از ناتوان بودنم در گذشته سدی درست کند در مقابلم در زمان حال حاضر.

باید کاری میکردم. باید دفتر را  آتش میزدم و خاکسترش را به قول گفتنی به باد میسپردم اما از انجایی که تا به حال چیزی را آتش نزده بودم و خب امکانات هم نبوده و شاید حوصله هم، باید ان را پاره پاره میکردم.

چیزهایی هست که تنها افرادی که شکست خورده اند میدانند. همان طور که موفق ها هم رازهای خودشان را دارند..

حالا که از پشت دفتر شروع کرده ام به جبران،  شروع کرده ام به خنثی کردن یکی یکی بغضها، شروع کرده ام برای یک شروع احتمالی دیگر.. بدون آنکه چیزی را آتش بزنم خط بزنم پاره کنم.. حس میکنم یک جور دیگری قدرتمند شده ام.
۱ ۱
About me
ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان