فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

390th

همه ی آدما یه وقتایی ساکت میشن نه این که سرشون شلوغ باشه یا حرفی نداشته باشن، یا مثلا حوصله..

فقط نمیتونن چیزی بگن یا چیزی بنویسن.یه چیز بی ربط بنویسن.. 


۳

و الا من اونجور آدم نیستم گوشامو بگیرم

احتمالا داشت تو کوچه ما، طولانی ترین بوق دنیارو تو گینس ثبت میکرد

۳

منم همینطور

تو اتوبوس واستاده بود هی صورتشو تکون میداد.

 انگار به خودش میگفت نه... نه.. اشتباه میکنی.

۲

تازه ترین گروه کشف شده از تخیلات

بعضی وقتا آدم تاثیر یه چیزاییو  واقعا جدی میگیره که تبدیل به اغراق میشه مثل همین که ما توقع داریم حالا با اون آهنگی که دوران جنینی ش و وقتی که تو شکم مامانش بود براش پخش میکردیم، واکنش خاصی نشون بده یا مثلا شیر مادر اونقد قویه که دو سه قطره هم کافیه برای یه بچه تو روزای اول! و معدهش اونقد کوچیکه که سیر میشه.

و مثلا خیلی چیزهای دیگه هم اینطوری اند. یا من خیلی درگیر این طرز تفکر جزیی نگری هستم که منجر به چیزای بزرگ میشه.نمیدونم.


پ.ن. فعلا داره مدام تجربیات مادری و بچه داری و این چیزا بهم اضافه میشه و مثال دیگه ای به ذهنم نمیاد!

۱ ۱

\_^نمودار رشد شخصیتی من برحسب زمان!!!!

یهو یه جایی چشمم افتاد به یه کامنت خیلی قدیمی از خودم.. اصلا انگار من نبودم.

۲ ۲

318th

بین گزارشکار نوشتن و درس خواندن و فیلم دیدن، هیچکار نکنم صلوات!

۰

وسوسه

بین گزارشکار نوشتن و برای امتحان چهارشنبه خواندن، فیلم جدید دانلود شده را نبینم صلوات.

۱

تابلو بودن...

شما بخون ساندویچی مترو، ما میخونیم توزیع کننده مواد!


*حدس. موادفروش ها آدمهایی که کشف میکنم.

۱

بدون آینده و کم در آمد بله یا خیر؟!

در راستای نشان دادن حقایق ٬میگه پارکینگ اساتید دانشگاه خودمونو با پارکینگ ماشینهای استادای علوم پزشکی مقایسه کنید!


۱

این پیاده رو که مال من است

موسیقی تو گوشم بود دلم نمیخواست اون دو تای دیروزی که کلی صبح شنبه دیروز را دلچسب کرده بود دوباره گوش بدهم. 
قبلش تو اتوبوس همش فکر کرده بودم چه تغییری هست که اگر بخواهم میتوانم و اگر ایجاد کنم حالم خوش میشود.. 
چه تغییری..؟
غم انگیز بود که هیچ تغییری در محدوده من پیدا نمیشد.

:) تا این که خداوند هدف از خلقت پیاده رو های کاج خلوت کوتاه اما تمام نشوی دانشگاه را نشانم داد و من آغوش در آغوش موسیقی با چشمان بسته پا تو پای آفتاب گذاشتم.
موسیقی با چشمان بسته در پیاده رو.

#الکی خوش بودنو گاهی میپذیرم. گاهی که نیاز فیزیولوژیکی ام باشد.
۰
About me
ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان