دختر صد درصد دلخواه در صبح بارانی

صبح تو مترو به آدم ها نگاه می کردم به این که چندتایشان تو تیم من هستن  و مثل من تو این هوای خیلی سرد، لباس گرم نپوشیدن. با دیدن کسانی که لباس نازک به تن داشتن دلم قرص میشد..

صبح بعد از باران بود و همه‌ی  زمینها خیس و من تو راه پر از چاله‌های آب تا دانشگاه قدم می‌زدم. از اون روز چند سالی گذشته اما همیشه تو این هوا یاد اون مرد غریبه میافتم که اومد و صاف گفت چه احساسی به من داره. جالب تر اینکه یک نفر شبیه به همون آدم رو  امروز دیدم همیشه انقد چهره ها برام تکراری اند که هیچ نمیدونم شبیه یا.. خودش.

۱
جناب قدح
۱۵ مهر ۲۰:۰۰
پس بزن باران ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان