فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

فراکنده🌌

! what you seek is seeking you

ز گردش‌های تو می‌داند آن کس
که گردون را به گرد آورد،
خموش کن

آخرین مطالب

۵۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

امروز هی حرف از روز اول مدرسه ها شد گفتم منم خاطرمو از اون روز بگم!
من مثل خیلی از باحالهای دیگه ی دنیا با خواهرم رفتم روز اول.. بابام که احتمالا سر کار بود و مامانمم نمیتونست چون همون روز یه مدرسه دیگه جشن اولی های کلاس خودش بود.
همه تو صف بودیم.. همش دو یا سه تا صف بود. یادمه داشتن  معلم هر کلاسو معرفی میکردن! واسه صف ما خانم 'ر' رو معرفی کردن.. یه نگاه بهش انداختمو با تعجب و مسخره بازی برگشتم سمت خواهر که مثلا بگم ایییین کیییه دیگه..!!
چون تپپپپل و سرخ رو بود و میتونست به نظر اول ترسناک بیاد و البته بعدش هم معلوم شد دست بزن هم دارد..از نسل آخرین معلم هایی  که دست بزن داشتن:)) )
رفتیم تو و دم در به ما لیوان جایزه دادن که توش شربت هم داشت.. مال من سبز بود. تو کلاس فکر کنم کار خاصی نکردیم..یه ساعت بیشتر طول نکشید و تموم شد..فکر کنم من دلم نمیخواست تموم بشه.. از اول راحت بودم.. خوشم میومد میدیدم تنها دارم خودمو راه میبرم!! دلم میخواست به بچه هایی که گریه میکنن هم دلداری بدم.. درک نمیکردم.
 بعد کلاس اومدیم تو حیاط و دوباره با خواهر بودم.. دلم خواست شربتمو بخورم.. لیوانو در آوردم.. دیدم خالیه! هر چی دست زدم دیدم کیفم هم که خیس نیست! خواهر گفت اصن توش شربت نبوده..خود لیوان رو میخواستن بدن.. باورم نمیشد. خیلی ناراحت شدم. :)))
 احساس درست نبودن این سیستم آموزشی از همین اول و خالی بودن لیوان در  من ریشه گرفت و روز به روز قوی تر شد روز به روز به تعداد لیوان ای خالی اضافه میشد تا امروز..

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۸
فراکنده **

این یعنی داریم بزرگ میشیم..
به لطف تلگرام و اینستا هرروز شاهد ازدواج یک هم کلاسی هستم.. عکس های دو دست تر و تازه با دو حلقه ی برق خورده و نو.. عکس های پروفایل دونفره و بیوگرافی های پر قلب و مرید و تیکن و اینگیجد.. سفره عقدو و دسته گلو و خلاصه خوشبختی های پررنگ تر.

گاهی فکر میکنم زندگی برای امثال من  همون 《شریک خوب زندگی پیدا کردن》 بود و بس!   ما بی خود همه چیزو با خواسته های دور و دراز دیگه شلوغ کردیم. زمان داره فاصله حقیقت و آرزوهای منو به وضوح نشون میده!
هیچ دختر مجردی تنهایی نمیره افریقا!!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰
فراکنده **

رفیق اونجاش که جدایی انجلینا جولی  و برد پیت بیشتر از حرفای دل تو براش اهمیت داره...


◀◀ همانا آگاهانه از فضای مجازی استفاده کنید.. گاهی یک واکنش نا به جا یک برداشت بد به همراه دارد. درست یا غلط

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۱
فراکنده **
از پله ها اومدم بالا یهو چشم تو چشم شدیم لبخند عمیقی تحویلش دادم و او از خوشحالی مرا در آغوش گرفت و پیشانی ام را بوسید.
تنها چند لحظه بود که یادم نبود خیلی از دستش ناراحتم!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۰
فراکنده **

خوشحالم

خیلی

وقتی ته دلم قرصه توعه

وقتی مطمئنم هوامو داری

این اطمینانی که از رو هوا میاد تو دل من میشنیه

قرص میکنه.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۴
فراکنده **
همیشه از خودم میپرسیدم این عزیزم ها قربونت بشم هایی که تو مسیج هام هست  اکثرا الکیه و نه از سر دوست داشتن که از سر خالی نبودن عریضه و نشان دادن ادب و احترام و خوش قلب بودن خودم. بوده.. کم کم بوس ها و قلبها هم الکی شد و لبخندهایم...و خنده های اشک ریزانم.. هنوز هم گاهی همین طور است.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۱
فراکنده **

نتورک مارکتینگ چیست؟

هر چی هست ملتو جادو میکنه

برای همه جالبه

و حرف های بامزه یاد میده


امان از روزی که دوستی طعم این شغل به دلش نشسته باشه و بخواد شما رو هم راهیش کنه..

باید بگم شین (البته این شین با شین پست قبل فرق دارد) دوست خوبی بود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۱۴
فراکنده **
عید قربان را به هم تبریک گفتیم.. شین :| بود.. میگفت عیدی که توش این همه گوسفند کشته بشه عید نیست... دوستش ندارد... چون وحشتناک است

 شین را درک نمیکنم.. امثال او را... دلایلشان را.. منطقشان را...

 شین را درک نمیکنم اما عمیقا دوست دارم..

حالا دارم کم کم میترسم
 از پارسال تا به حال،
او چه قدر شبیه من شده است؟
من چقدر شبیه او شده ام؟! و چرا؟؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۳۳
فراکنده **

بار دیگر بار دیگر که آمدی سمت صندلی من، یکی از دعاها را خواهم خرید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۱۰
فراکنده **

اونقدر غریب که آدم نمیدونه دوسش داره یا ازش بدش میاد..

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۲۸
فراکنده **